مس طلا شد...

برای مردم کرمانی که بزرگترین آرزویشان دیدن ستارگان فوتبال دهه ی شصت در ورزشگاه رنگ و رفته ی سلیمی کیای کرمان بود رفتن تیم فوتبال صنعت مس کرمان به آسیا ، سر به آسمان ساییدن است…

برای مردمی که بعد از سی سال تیم فوتبال شهرشان را در کنار پرسپولیس و استقلال می دیدند و مهم هم نبود که دروازه شان گلباران می شود، بودن در میان سه تیم اول کشور و رفتن به آسیا بیشتر به رویا می ماند تا واقعیتی که همین چند ساعت پیش اتفاق افتاد….

ادامه ی مطلب

همه مردان کوچک

برای کسانی که برنامه های صدا و سیما را دنبال می کنند آخرین برنامه جام ۱۴در خصوص بررسی عملکرد تیم ملی فوتبال در مالزی اتفاق جدیدی بود...حضور دو کارشناس خبره و یک مجری بی پروا و مسلط و در نهایت گروهی موجه نشان از چیدمان هوشمندانه مهمانان برنامه داشت...دلیل اینکه چرا صدا و سیما برخلاف رویه سابق خود جانب احتیاط را رها کرده بود شاید به انتقاد سرمربی همیشه جنجالی و بی دلیل مغرور تیم ملی در بحبوبه مسابقات از عملکرد شبکه ۳ و شخص پورمحمدی برمی گشت...جایی که سرمربی حاشیه زای تیم به جای اینکه تمرکز خود را معطوف تمرینات تیم و آنالیز حریفان کند ،گوش به زنگ نوچه هایی بود که ماموریت داشتند کوچکترین خبر و موضع گیری در قبال تیم ملی را در ایران گزارش دهند و بر اساس همین گزارشات غیرمستند بود که شبکه ۳ را به باد انتقاد گرفتد...

اما با همه بحث هایی که در این برنامه شد و حدود ۴ ساعت طول کشید و همچنین با استناد به حرفهای سرمربی تیم ،طرح یک سوال اساسی در این برنامه به فراموشی سپرده شد:

  1. سرمربی تمام تقصیراتی را که باعث شکست تیم شده است شجاعانه و به سبک و سیاق فیلم های هندی به گردن می گیرد. 
  2. پس از ساعت ها بحث و گفتگو، سرمربی هیچ کدام از انتقادات کارشناسان را در خصوص تاکتیک تیم،مهره چینی و سایر موارد نمی پذیرد...

سوال اینجاست...سرمربی تیم چه تقصیراتی را به گردن می گیرد؟... کاش به جای مطرح کردن مسائلی که سرمربی به هیچ عنوان حاضر به پذیرش آن نبود از ایشان سوال می شد "به نظر شما چه مسائلی باعث شکست تیم در میدان مسابقه شد...شما چه ایراداتی را به گردن می گیرید...؟" چون اصولا انسان چیزی را به گردن می گیرد که خود مسبب آن بوده است و نه گناه دیگران را....

البته پاسخ این سوال نیز مثل همیشه مشخص است...چمن خراب،هوای شرجی،شبکه ۳،صفایی فراهانی، دادکان، دایی،برانکو،فردوسی پور،مرحوم دهداری و در نهایت بدشانسی مسببین اصلی باخت و شکست تیم بودند...نه جناب قلعه نوعی،این از بدشانسی ماست در برهه ای زندگی می کنیم که امثال شما جایگزین دهداری ها شده اند...کاش در اولین قدم می پذیرفتید که اشتباه کرده اید...

فوتبال ، زندگی ، بنزین و دیگر هیچ!

خب...مثل دوره قبل و دوره های قبل تر بازم حذف شدیم...یادم می یاد سالها پیش هم-همون سالهایی که تازه خودم و فوتبال رو شناخته بودم-در ضربات پنالتی به کره باختیم و رفتیم برای رده بندی...یادم نیست دقیقا چند سال پیش بود...۱۶ سال شایدم ۲۰ سال پیش...اصلا مگه اهمیت داره چند ساله که همش می بازیم...دوره قبلی به چین باختیم...دوره قبل تر به عربستان و ...و.....دوره های قبل با اینکه تیم حذف می شد براش هورا می کشیدیم...آخه دلمون خوش بود که قشنگ و به قول خودمون باحال بازی می کنه...اما این بار...داشتیم خودمون رو گرم می کردیم که بازی های باحال غزال ها-یوزپلنگها و جادوگرهای تیم رو ببینیم که یهو رسول خان خطیبی که نفهمیدیم کی بود...؟ چی بود...؟ کجا بود...؟ ما رو به خودمون آورد که داداش حواست کجاست...؟ بپا غذات نسوزه...

هوش و حواس از سرم پریده...نمی دونم چند سال از جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان گذشته...ولی یادم هست هنوز چند ثانیه ای از سوت پایان بازی آخر ایران نگذشته بود-شایدم هنوز سوت زده نشده بود-که آقایانی در ایران لطف کردند و به خاطر پوززنی و خودشیرینی از طرف فدراسیون فوتبال بابت حذف تیم ملی از مردم عذرخواهی کردند و قول دادند که......لعنت به این قول و قرارها...نمی دونم حالا کی قراره خودشیرینی کنه و از مردم معذرت بخواد...با این حال اگه فردا تیتر اول روزنامه شرق و اعتماد ملی فوتبالی بود زیاد تعجب نکنید...

این نیز بگذرد....سرمربی تیم ملی و کمک هاش به اندازه کافی در ایران و کشورهای عربی خاطر خواه دارن که با یک قرارداد خوب واسه قهرمانی تیمی برنامه سه ساله بدن...بازیکنان هم از نوع راه رفتنشون تو بازی معلوم بود که دارند به تیم مورد نظر و مبلغ قراردادشون فکر می کنن و ناراحتیشون بابت باخت تیم خیلی درازمدت نیست...این وسط دلم برای چند نفر می سوزه...چند نفری حدود ۷۰ میلیون که از فردا بی هیجان و دلخوشی فوتبال برای یک لیتر بنزین-یک کارت سوخت و هرچیز بنزینی دیگه باید گلو  پاره کنند و اعصاب خراب کنند...باور کنید این از شانس بد دولت عدالت محوره که تیم ملی فوتبال به این زودی حذف میشه....

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

۱۲ ساعت پس از نوشتن مطلب :

تیتر اول روزنامه شرق :نسل طلايي فوتبال با مربي وطني سوخت

روزنامه اعتماد ملی:متشکریم آقای قلعه نوعی

خبرگزاری مهر :اینجا همیشه هواداران بازنده اند

روزنامه اعتماد:تمام اشتباهات سرمربي

فوتبال ایتالیا پس از بحران

پس از افتضاحی که در فوتبال ایتالیا رخ داد و منجر به سقوط باشگاه پرافتخار یوونتوس به سری ب و کسر امتیاز از تیم اث میلان شد کمتر کسی تصور می کرد فوتبال این کشور بتواند تا سالهای سال قد علم کند.اما قهرمانی این کشور در جام جهانی و باشگاه های اروپا به عنوان مهمترین و بزرگترین رویدادهای ورزش فوتبال جهان همه معادلات و پیش بینی ها را بر هم زد.

راز موفقیت فوتبال ایتالیا را پس از یک رسوایی کشنده نباید تنها در مسائل فنی و تاکتیکی فوتبال این کشور جستجو کرد.تلاش بی حد و اندازه بازیکنان و مربیان این فوتبال بحران زده تلاش برای ماندن فوتبالی است که بین "نبودن و نبودن" باید "بودن" را انتخاب کند.تلاشی که تحت عنوان "عرق ملی"سالها توجیهی بر عدم برنامه ریزی درازمدت و اصولی در عرصه ورزش کشور ما می باشد اینبار فوتبال ایتالیا را از یک مرگ تدریجی حتمی نجات می دهد و بر قله فوتبال جهان می نشاند.

و در این بین رفتار و هیجانات خارج از عرف "جنارو گتوسو" بازیکن متعصب و تاثیرگذار تیم ملی ایتالیا و باشگاه اث میلان نمود بارز و آشکار تلاش فوتبال کشوری است که تنها راه زنده ماندن را تن دادن به جنگ گلادیاتوری در آتن مدرن می بیند.

فینال جام باشگاه های اروپا

...و چنین است که در غیاب یوونتوس و در حلقه محاصره سه غول متمول انگلیسی منچستر-چلسی و لیورپول باز هم "پائولو مالدینی" جام را به بالای سر و به میان تماشاگران متعصب کشور چکمه می برد تا ثابت کند فوتبال ایتالیا زنده است و نفس می کشد.

فوتبالی که سیاستمدار کهنه کار و با نفوذی همچون "برلوسکونی" را به درون مستطیل سبز می کشاند تا با استفاده از محبوبیت فوتبال پایه های لرزان حکومت "پرودی" را فرو ریزد و بار دیگر بر اریکه سلطنت کشور ایتالیا تکیه زند.

به راحتی آب خوردن

لابد شنیده اید که فدراسیون فوتبال آسیا تیم استقلال را از جام باشگاه ها کنار گذاشته...(شوت کرده ...له کرده....دیپورت کرده....تحویل نگرفته...و هر فعل مشابه اي)

قصد تحلیل ندارم فقط عبارات زیر را بخوانید و اگر به نتیجه ای رسیدید به من هم خبر بدید...

  1. "آن مرد" به عنوان مربی تیم استقلال انتخاب می شود...اما او می خواهد سرمربی تیم باشد...

نتیجه:منزل او در بالاترین طبقه یک آپارتمان در سعادت آباد است...

  1. "آن مرد " برای قهرمانی برنامه ۳ ساله ارائه می دهد.

نتیجه: قرارداد رهن کامل آپارتمان ۳ ساله است.

  1. جلسه هیئت مدیره برای تعیین مدیرعامل بی نتیجه به پایان می رسد!

نتیجه:صاحب آپارتمان فوت کرده است...ضمنا وارثی هم ندارد...

  1. "آن مرد" سرمربی تیم ملی کشورش می شود..

نتیجه:او اسباب و اثاثیه منزلش را به بالاترین طبقه یک آپارتمان در زعفرانیه منتقل می کند.

  1. کمیته موقت فدراسیون برای سروسامان دادن به وضع فوتبال ایران تشکیل می شود.

نتیجه:صاحب آپارتمان جدید سال هاست که در خارج از ایران زندگی می کند و فرزندی هم ندارد.

  1. دستیار "آن مرد" در تیم استقلال به عنوان سرمربی جدید انتخاب می شود.

نتیجه: نتیجه گیری مورد ۴ اصلاح می شود.او برای منزل جدیدش اسباب و اثاثیه جدید می خرد.

  1. تیم استقلال می بازد و "آن مرد" بازیکنان را به شدیدترین وجه تنبیه می کند. 

نتیجه:نتیجه گیری بند ۶ کاملا درست است.

  1. "آن مرد" با مربی هلندی در منزلش وارد مذاکره می شود.

نتیجه:آپارتمان او ! از ساختمان باشگاه بزرگ تر و مجلل تر است.

  1. استقلال ضعيف بازي مي كند...اين تيم به نظر كارشناسان در جام باشگاه ها نتيجه نخواهد گرفت.

نتيجه : "آن مرد" در آپارتمانش فيلم زورو را تماشا مي كند...او دوست دارد زوروي فيلم باشد...

  1. اسامي تيم استقلال بعد از تاريخ مقرر به AFC مي رسد.

نتيجه:روبروي آپارتمان "آن مرد" يك صندوق پستي زرد رنگ قرار دارد.

 

  1. حالت 1 : استقلال از جام باشگاه هاي استقلال حذف نمي شود.

نتيجه:" زورو قرارداد آپارتمان را به مدت 3000 سال تمديد مي كند."

 

  1. حالت 2 : استقلال از جام باشگاه هاي آسيا حذف مي شود.

نتيجه:"آن مرد براي آپارتمان هايش ! مستاجر مي گيرد."

آن مرد