دربی 63

...

شصت و سومین دربی یا به قول حداد خودمون شهرآورد دو تیم پرسابقه ی استقلال و پرسپولیس امروز برگزار می شود...یک بازی جنجالی و پرحاشیه که هیجان قبل از بازی همیشه چند برابر هیجان خود بازی است و کمتر دارای بار فنی یک دربی واقعی شبیه آنچه در ایتالیا و اسپانیا و سایر کشورها شاهدیم بوده است...اما این بازی تا دلتان بخواهد جنجال و حاشیه دارد که به اندازه چند هفته خوراک مناسبی برای روزنامه های ورزشی خواهد بود...از کری های قبل بازی یاغی های دو تیم گرفته تا ضیافت شام قبل از بازی...از شب خوابیهای طرفدارای شهرستانی در کنار استادیوم گرفته تا خورد شدن شیشه ی اتوبوس ها...این بازی بازی حاشیه هاست...

ادامه ی مطلب

...

یک روز رمضونی...

...

یه دونه چایی لب سوز دشلمه برای خودش می ریزه و بازم لم می ده به مبل...می ره سر وقت کانال ۲...حاج یونس و سر پیری و معرکه گیری...خدا لعنت کنه تو رو هستی..."زاهد بودم ترانه گویم کردی...سر حلقه ی بزم و باده جویم کردی...سجاده نشین باوقاری بودم..بازیچه ی کودکان کویم کردی"...غم غریبی می یاد تو چشای خان عمو...انگار به خیلی سالها قبل ربط داره...

...

ادامه ی مطلب

خانه تکانی

از قدیم گفتن هر اومدنی رفتنی داره....من هم دارم رخت سفر می پوشم که برم....به یک خونه ی نو...و دل می کنم از خلوتی که بهانه ای بود برای نوشتن دلتنگی هام...راستش عادت کرده بودم به در و دیوار این خونه...و به همین دلیل دل کندن از اون اگه سخت نباشه آسون هم نیست...

اسباب و اثاثیه رو جمع کردم...درست مثل یک خونه تکونی که هر از گاهی بی دلیل هوس می کنی...دلیلش رو نمی دونم فقط می دونم که باید چفت و بست این خونه را محکم زد و رفت...به یک خلوت تازه...خلوت که نه...چون خلوت تنهایی می یاره...و من دوستان زیادی داشتم که دلتنگیهام رو می خوندن و با حرفاشون برای باز نوشتن دلگرمیم می دادن...و خونه ی جدید درش به روی همه ی این عزیزان بازه...به قول ما کرمونیها " منزل خودتونه..."

کاغذهای مچاله

کاغذهای مچاله

روزه های کپسولی!

ماه رمضون که می شد روزه ی کله گنجشکی می گرفتیم...از صبح تا ظهر هیچی نمی خوردیم بدون اینکه بفهمیم چرا....یک روز هم که فشار گرسنگی و تشنگی وادارمون کرد دلیل این همه سختی کشیدن رو بپرسیم مادرم خندید و گفت..."برای اینکه بفهمی اونایی که هیچی ندارن بخورن چی می کشن...قدر بدونی و بی خودی اسراف نکنی...به اندازه بخوری و اگه تونستی مقداری از غذاتو بدی به کسایی که تو خونه شون نون خشک هم پیدا نمی شه..."....راست می گفت...با اینکه روزه هامون نصفه نیمه بود و هنوز خورشید به وسط آسمون نرسیده حسابی از خجالت شکممون در می اومدیم ولی تو همین چند ساعت می فهمیدیم گشنه به کی می گن و تشنگی یعنی چی؟...با اینکه بچه بودیم و از خیلی حرفهای آدم بزرگ ها سر در نمی آوردیم ولی حرفهای مادر صاف و ساده بود...و قانع می کرد ما رو که پنهونی چیزی نخوریم و هر طور شده تا ظهر خودمون رو نگه داریم...

"خوردن سبزیجات به خصوص کاهو در ماه رمضان از تشنگی جلوگیری می کند..." "خرما و انجیر باعث می شود افراد روزه دار احساس گرسنگی کمتری بکنند..." "نوشیدن ۸ لیوان آب در هنگام سحر نیاز آبی روزه دار را برطرف می کند..."..."خوردن ۲ عدد...""نوشیدن ۵ لیوان...."

چند سال بعد.....

به همت و تلاش شبانه روزی محققان مشت در دهان یاوه گویان کشورمان داروی ویژه ی روزه اختراع-اکتشاف-ابداع شد...این دارو که به صورت کپسول در آینده ای نزدیک به بازار عرضه خواهد شد نیاز مردم همیشه غیور میهنمان را به خوردن سحری برطرف می کند...از دیگر محاسن این دارو برطرف کردن کامل احساس گرسنگی و تشنگی در طول روز است...این دارو عوارض خاصی ندارد جز اینکه باعث می شود حرفهای مادرتان را درباره ی فلسفه ی روزه-موقعی که از زور گشنگی و تشنگی مثل مار به خود می پیچیدید-فراموش کنید...