در خبرها آمده که مسئولین تیم فوتبال مس کرمان برای انتخاب سر مربی جدید تیم با رودی فولر سرمربی سابق تیم ملی آلمان مذاکراتی داشته اند و دارند.از آنجایی که از این کرمانیها هر کاری بر می یاد و ممکنه فردا پس فردا سر و کله رودی (منظورم آقای فولره که هنوز نیومده پسرخاله شدم) تو راسته ی خیابون شریعتی دیده بشه تصمیم گرفتم این نامه رو براش بنویسم تا خدای نکرده تو کرمون به مشکل بر نخوره…
از : فرهاد
به : رودی جون
رودی عزیز سلام…حالت خوبه…سلامتی…اهل و عیال خوبن؟…سلامتن؟….شنیدم می خوای بیای کرمون…قدمت رو تخم چشم…صفا می یاری…شهر ما خانه ی شما….فقط خواهش می کنم قبل از راه افتادن این چند خط رو با دقت بخون بعد بیا…باشه؟
رودی جون نمی دونم با طیاره می یای یا با اتوبوس شایدم با قطار…البته فرقی هم نمی کنه…هر جوری که بیای ، ورودی شهر یک پل هوایی رو می بینی که چند ساله که می خوان بسازن…یعنی ساختن ولی وسط کار ولش کردن…می گن ۸۰ درصد کار که پیشرفت کرده تازه فهمیدن این پل از نظر امنیتی مشکل زاست..واسه همین ولش کردن…البته از حق نگذریم وله ولش نکردن…خودم چند ماه پیش از اونجا رد می شدم دیدم یه نفر بهش آویزونه..داره سیم سفت می کنه…بی خیال…بگذریم…
از پل که رد شدی مستقیم بیا….یادت باشه گفتم مستقیم…یه دفعه به سرت نزنه بخوای به تابلوی دور برگردون توجه کنی..چند روز پیش من این اشتباه رو کردم نزدیک بود کامیون از روم رد بشه…شانس آوردم ماشین دنده عقب داشت و خدا رحم کرد پشت سرم ماشین نبود…وگرنه کی الان به تو نامه می نوشت قربون اون پیچ زلف بلوندت؟…..
می ری می ری تا می رسی (اگه برسی) به میدونی که چند تا کفتر بهش آویزونه…بهش می گن فلکه آزادی…گوش کن…ضلع شرقی میدون دارن داد می زنن..” یه نفر فلکه مشتاق…نبود.”..می ری سوار میشی…حواست باشه اشتباهی سوار تاکسی های میدون ارگ نشی که مادرت بی رودی می شه…اگه تاکسی گیرت نیومد (جدیدا تاکسی ها خیلی حال نمی کنن بنزینشون رو واسه مسافر هدر بدن…)خیلی نگران نباش…سرت رو می ندازی پایین پشت به قبله راه می افتی به سمت میدون مشتاق…
یادت باشه سرت رو می ندازی پایین و دور برت رو نگاه نمی کنی وگرنه ممکنه ماشو آرنولد - هیلکل خفن ترمینال- آویزونت کنه به مجسمه ی خواجو…نیم ساعت که پیاده بری می رسی به فلکه مشتاق…خیلی اونجا نمون ممکنه از راه به درت کنن و بشی جزو دارو دسته ی کوپن فروش ها…(البته به ظاهر کوپن فروشن)…فقط گفتم بیای اینجا یکی از بزرگترین آثار هنری کرمون رو ببینی..یه چیزی تو مایه های برج ایفل…..نخند…اِ….مگه باهات شوخی دارم؟!…یه مجسمه درست کردن به همون بزرگی و عظمت به اسم مادر…احتمالا مادر رستم بوده…گفتم حواست باشه یهو خوف نکنی زهره ترک شی…
ادامه متن


